توسط انتشارات سوره مهر منتشر و روانه بازار کتاب شد
مجموعه رباعی این کوه سرش همیشه زیر برف است ازمحمد عالی‌زاده منتشر شد
باگردآوری و تنظیم خسرو باباخانی و رقیه‌سادات صفوی
مجموعه داستان بزرگسال روح مرطوب منتشرشد

آخرین مطالب



«عدم» را از انتشارات سوره مهر بخواهید   1398/2/8

با توجه به نزدیک شدن ایام نمایشگاه کتاب بر آن شدیم تا کتاب های شعر و داستان را که انتشارات سوره مهر منتشر کرده است به مخاطبان جدی ادبیات معرفی کنیم.




به گزارش سایت ادب فارسی، محمود حبیبی‌کسبی دومین مجموعه شعر مستقل خود را در سال 1395 منتشر کرده است. این مجموعه با عنوان «عدم» توسط انتشارات سوره مهر در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شده است به گفته شاعر «عدم» مجموعه چهل شعر است که از سال ۸۸ تا ۹۴ سروده شده است و حاصل ۶سال تلاش شاعر است.

حبیبی با بیان اینکه نیمی ‌از اشعار این مجموعه با محتوای آیینی سروده شده‌اند و نیمی ‌هم با موضوع‌های عاشقانه و آزاد، درخصوص محتوا و قالب شعرها می‌گوید: اغلب شعرهای مجموعه «عدم» در قالب غزل سروده شده‌اند، اما مخاطب در کنار غزل سه قصیده و دو شعر در قالب مسمط هم خواهد دید.  
شاعر «من شور» درخصوص غزل و انتقادهایی که این روزها به این قالب شعری گرفته می‌شود، می‌گوید: در حال حاضر دو نوع نگاه انتقادی به قالب غزل وجود دارد؛ غزلی  که از حیث زبانی و جهان‌بینی قرن‌ها عقب‌تر باقی مانده است و غزل پست‌مدرن یا نیمایی که البته اسم‌های مختلفی دارد و هر روز هم اسم جدید پیدا می‌کند.  
این شاعر معتقد است سال‌هاست که این دو دسته یکدیگر را نقد می‌کنند، در حالی که نمی‌دانند زنده‌ترین و ماندگارترین غزل، غزلی است که ریشه در کهن الگوها دارد، به سنت‌ها پایبند است و در کنار پایبندی به سنت‌ها بتواند جهان و مضامین تازه‌ای خلق کند تا در نهایت، صدای تازه‌ای را به گوش مخاطب برساند.   
در ادامه با هم غزلی از این مجموعه می خوانیم:
انسان امیر کشور تنهایی خودست
خلوت نشین معبد یکتایی خودست


پیداست مثل روز که گم گشته آدمی
گم گشته است و در پیِ پیدایی خودست


این فتنه‌ها ز میوه ی ممنوعه برنخاست
آدم اسیر فتنه ی حوّایی خودست


هرکس که حسن داشت، شهید جمال شد
قالی به دار رفته ی زیبایی خودست


ای صاحبِ جمال به آئینه دل مبند
آئینه محو نقش تماشایی خودست


عزت به حسن نیست، به مستوری است و ناز!
یوسف عزیز ناز زلیخایی خودست


ای بوی پیرهن که ز مصر آمدی، بدان!
یعقوب در تدارک بینایی خودست


روز از غروب خواهش سرخاب می‌کند
شب شانه‌خواه گیسوی یلدایی خودست


مفتی که روی منبر خود شرع می‌فروخت
صورت فروش ذات هیولایی خودست


مقصود رفتن است، بیابان بهانه‌ای‌ست
مجنون غبار محمل لیلایی خودست


از کوه و دشت می‌گذرد رود بی‌قرار
او سر سپرده ی دل دریایی خودست

کلمات کلیدی این مطلب : محمود حبیبی کسبی ، غزل ، سوره مهر ، حوزه هنری ،
تعداد بازدید :107  |   تاریخ ثبت : 1398/2/8
نظرات :

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد



حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری است. طراح و برنامه‌نویس : علی‌رضارضایی