توسط انتشارات سوره مهر منتشر و روانه بازار کتاب شد
مجموعه رباعی این کوه سرش همیشه زیر برف است ازمحمد عالی‌زاده منتشر شد
باگردآوری و تنظیم خسرو باباخانی و رقیه‌سادات صفوی
مجموعه داستان بزرگسال روح مرطوب منتشرشد

آخرین مطالب



مرتضی شهیدحنیفی ازشاعران حوزه شعرجنگ و دفاع مقدس درگذشت   1398/4/17

.مرتضی شهیدحنیفی ازشاعران حوزه شعرجنگ و دفاع مقدس ، شنبه 15 تیرماه براثرسکته قلبی دارفانی را وداع گفت.




مرتضی شهیدحنیفی ازشاعران حوزه شعرجنگ و دفاع مقدس ، شنبه 15 تیرماه براثرسکته قلبی دارفانی را وداع گفت.
ازحنیفی مجموعه شعرهای : جنگ خاطره‌ها را مجروح می‌کند، سرفه‌های قانونی، جنگ زیرنورماه و کتاب جنگ منتشرشده است . کتاب شعرِ«سرفه‌های قانونی» ، مجموعه‌ای ازمرثیه‌های عاشقانه شاعربرای پدر و عموهای شهیدش است که نشر نیماژمنتشر کرده است. سرفه‌های قانونی،شامل ۲۷ شعرنیمه بلند است. ازاو همچنین ترجمه‌هایی ازاشعار کردی و ترکی دررسانه‌ها و مطبوعات منتشرشده است.
مرتضی شهیدحنیفی فرزند مرتضی شهیدحنیفی درسال ۱۳۶۰ و چند روز پس از شهادت پدرش به دنیا آمد . به همین خاطر، نام پدر را بر او گذاشتند، و همانطور که ازنام آثارش مشخص است بیشترشعرهایش در حوزه شعرجنگ و دفاع مقدس است.
 مرکزآفرینش های ادبی حوزه هنری و شاعران و هنرجویان جلسات شعراین مرکز ، این ضایعه را به خانوادۀ محترم حنیفی و جامعۀ ادبی کشور تسلیت گفته و طلب غفران و رحمت الهی برای روح این شاعرارجمند می‌کنند.
لازم به ذکر است ، مراسم خاک‌سپاری و تشییع پیکرمرتضی حنیفی یکشنبه، ۱۶ تیرماه درمزارشهدای اقبالیه قزوین برگزارشد و مراسم سومین روزدرگذشت اش ، سه‌شنبه ،18 تیرماه ازساعت ۱۷ تا ۱۸ و مراسم پنجمین روزدرگذشت وی پنج‌شنبه ازساعت ۱۷ تا ۱۸:۳۰ در مسجد موسی‌بن جعفر(ع) واقع در: بلوارکشاورز، خیابان کبکانیان برگزار می‌شود.
درادامه چندشعردرقوالب کلاسیک و نو ازمرحوم مرتضی شهید حنیفی می‌خوانی:
دو شعرازمجموعه شعرکتاب جنگ :
 
1
سرت را بریدند و
انداختند یک گوشه
 
سرت زیبا مانده بود و نمی‌مرد
می‌خواست کمکت کند
می‌خواست کمکت کند
می‌خواست
تو را دوباره برگرداند به زندگی
 
۲
 
من محتاجم
به تماشای پیشانی ات
به این که در را قفل کنی
و نگذاری
ترکت کنم
به خاطر تو یاد خواهم گرفت زیبا بودن را
عزیزم
برای تو خواهم مرد.
حتی یکسال بعد از مرگم
برای تو خواهم مرد.
 
بخشی از قصیده‌ای ازمرتضی حنیفی برای حضرت صاحب الزمان (عج):
 
چون تو نیاورد به جهان هیچ مادری
ای یوسفی که با همه عالم؛ برادری.....
از این همه برادر پرادعا ولی......
جز کاروان چاه نصیبی نمی بری......
آقا میان ما و دل ما حکم تو باش
هنگام جشن‌های بزرگ سراسری.....
در کوچه‌های ریسه کش ما بیا؛ مگر
از محتوای غصه ما سر در آوری:
بر باد رفته غیرت مردان شهرمان
افتاده است روی زمین هر چه روسری
نوشند آبمیوه برای سلامتت.....
مردان لشگری و مدیران کشوری......
چه برج‌ها به اسم تو بالا کشیده اند
با اسم تو که راز وجود پیمبری.....
شکرخدا که در همه عالم ندیده ام
از دستهای گرم ترت؛ مهربان‌تری......
از دوری تو سوختم اما نداده ام
یک ذره ازمحبت نابت به دیگری
آقا مرا به خاطر این حرف‌ها ببخش
قصدی نداشتم به جز از یاد......آوری
ای دل تو نیز شاعرمولا نمی‌شوی
نقشی بر آب می زنی و سکه میبری.

تعداد بازدید :20  |   تاریخ ثبت : 1398/4/17
نظرات :

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد



حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری است. طراح و برنامه‌نویس : علی‌رضارضایی