توسط انتشارات سوره مهر منتشر و روانه بازار کتاب شد
مجموعه رباعی این کوه سرش همیشه زیر برف است ازمحمد عالی‌زاده منتشر شد
باگردآوری و تنظیم خسرو باباخانی و رقیه‌سادات صفوی
مجموعه داستان بزرگسال روح مرطوب منتشرشد

آخرین مطالب



برشی از رمان «جادی، پسرک پناهنده» اثر پترهرتلینگ نویسنده آلمانی ترجمه صدیقه وجدانی   1398/5/5

«جادی، پسرک پناهنده» رمانی از« پترهرتلینگ » نویسنده آلمانی با ترجمه « صدیقه وجدانی »است که بزودی توسط نشرسوره مهرمنتشرخواهد شد.این کتاب روایت زندگی پسرکی است که به خاطراشغال سوریه ازسوی تکفیری‌‌ها و داعشی‌ها به آلمان برده می‌شود و درآنجا چندخانواده نگهداری ازاو را به عهده می‌گیرند. برشی از رمان جادی، پسرک پناهنده را در زیر می خوانید :




«جادی، پسرک پناهنده» رمانی از« پترهرتلینگ » نویسنده آلمانی با ترجمه « صدیقه وجدانی »است که بزودی توسط نشرسوره مهرمنتشرخواهد شد.این کتاب روایت زندگی پسرکی است که به خاطراشغال سوریه ازسوی تکفیری‌‌ها و داعشی‌ها به آلمان برده می‌شود و درآنجا چندخانواده نگهداری ازاو را به عهده می‌گیرند. 
برشی از رمان جادی، پسرک پناهنده را در زیر می خوانید :
 
« دورته آ با ذوق و استعدادی که دارد، مثل همیشه دلیلی آورد: 
الآن نزدیک به شش ماه است که جادی پیش ماست  و ما هنوز جشن تولدی برایش نگرفته¬ایم. 
یان حرف او را تکمیل کرد: 
چون ما درباره او چیزی نمی¬دانستیم. 
ولادی که بعد از بستری کوتاهش در کلینیک هنوز رنگ¬پریده و کمی هم لاغر شده بود، گفت: «از خود جادی می¬پرسیم.» 
او بلافاصله سؤالا کرد: 
جادی! ما باید بدانیم تو دقیقاً چند سالته. چون باید در مدرسه ثبت نام کنی.
جادی چشم برگرداند و گفت: «من که قبلاً به شما گفته بودم!» 
حالا یکبار دیگر هم بگو. 
یازده سال. 
می دانی یازده سال پیش در چه روزی به دنیا آمدی؟
او بعد از کمی مکث گفت: «شاید در ژانویه.» 
چطور شد به این نتیجه رسیدی در ژانویه به دنیا آمدی؟ 
چون سال نو در آلمان از ژانویه شروع می¬شود. 
و بعد چی می¬آید؟ 
جوابی که جادی داد همه را شگفت¬زده کرد: 
عید پاک. 
همه یک صدا گفتند: «عید پاک ؟» 
بله. آن یک جشن است. 
ولادی پرسید: «تو با خانواده¬ات به کلیسا رفتی؟» 
جادی با اشاره سر حرف آن ها را تأیید کرد و اشک ازچشمانش سرازیر شد. 
درآنجا تو را غسل تعمید دادند؟ 
جادی در حالی که خودش را روی صندلی جمع کرده بود گفت: «من نمی دانم.» 
اما آنجا کلیسا هست؟ 
بله برای مسیحیان. 
او که ازاین سؤالات ناراحت شده بود، چمباتمه زد و دیگر جوابی نداد. انگارخیلی تحت فشارقرار گرفته بود. می خواست زود آنجا را ترک کند. در یازده سالگی برای این سوالات هنوز خیلی کوچک بود... »

تصاویر پیوست شده به این مطلب :

تعداد بازدید :26  |   تاریخ ثبت : 1398/5/5
نظرات :

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد



حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری است. طراح و برنامه‌نویس : علی‌رضارضایی