Share
میل باغ

منم پرنده غمگین که میل باغ ندارد
برای بال گشودن دل و دماغ ندارد

هزار مرتبه برگشتم از دو راهی ظلمت
ولی چه فایده اینجا کسی چراغ ندارد

گذاشتم به تماشا مگر به چشم ببینند
که در مقابل این سینه! لاله، داغ ندارد

به مرگ فکر کنم یا به روزگار سیاهیم
خوشا به حال دلی که غم فراق ندارد

دلم خوش است پس از سالها نشانی ما را
به غیر مرگ کس دیگری سراغ ندارد

کلمات کلیدی این مطلب :  باغ ، پرنده ، ایمان مرصعی ، شعر ،

   تاریخ ارسال  :   1395/6/28 در ساعت : 12:36:48   |  تعداد مشاهده این شعر :  500

کسانی که این شعر را می پسندند :
ارسال نظر برای غیر اعضا





حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری است. طراح و برنامه‌نویس : علی‌رضارضایی